خوش آمدگویی
امیدوارم مارا ازنظرات خوب خود محروم نکنید
پست الکترونیک گروهها tec1390@yahoo.com
امیدوارم مارا ازنظرات خوب خود محروم نکنید
پست الکترونیک گروهها tec1390@yahoo.com
شاید داستان پرواز غازها را بارها و بارها شنیده باشید . پروازی که همه ی غازها در یک مسیر و بطور دسته جمعی برای رسیدن به مقصد نهایی حرکت می کنند . شنیدن و دیدن تکرار این راز پرواز، به نظرم باز هم خالی از لطف نباشد .
اسلاید پرواز غازها به صورت واضح و روشن تمامی این ویژگی ها را که بیشتر جنبه ی مدیریتی دارد را به شما نشان می دهد .
برای دانلود بر روی لینک زیر کلیک نمایید .
http://www.faupload.com/upload/90/Bahman/Parvaz-Ghazha-Fakhar.ppt
1- مشخص كردن موضوع وعنوان پژوهش
2- توصیف وضعیت موجودوتشخیص مسئله
3- گرد آوری اطلاعات (شواهد ا)
4- تجزیه وتحلیل وتفسیر داده ها
5- انتخاب راه جدید موقتی
6- اجرای طرح جدید موقتی
7- اجرای طرح جدید ونظارت بر آن
8- گرد آوری اطلاعات (شواهد2)
9- تجدید نظر ودادن گزارش نهایی یا اطلاع رسانی
مراحل 9 گانه فوق را می توان به سه مرحله عمده تقسیم كرد .
مرحله تشخیصی (مراحل 1تا5) ، اجرا (مرحله 6 )وارزیابی وعرضه (7تا9) .
با نگاهی دقیق تر به این فرآیند ابعاد اجرای آن روشن تر می گردد:
مشخص كردن مسأله :در اين مرحله «موقعيت نامعين» مورد مطالعه بايد به طور آشكار بيان شود. براي اين منظور ، لازم است ويژگي هاي اين «موقعيت » تصوير و گستردگي آن توصيف گردد. سپس ، با مطالعه كافي درباره ي موضوع و مذاكره با معلمان مربوط، پژوهشگران . مشاوران ونيز افراد ديگر ، سوال هاي پژوهشي تدوين شود.
گرد آوري اطلاعات : در اين مرحله براي اين كه جوانب مسأله به درستي مشخص شده و براي آن راه حل جديدي پيدا شود ، لازم است ضمن مذاكره با ساير همكاران ، با استفاده از روش هاي علمي نيز به جمع آوري اطلاعات اقدام گردد.
داشتن روحيه انعطاف پذيري و مشاركتي در اين مرحله ، مي تواند كمك بسيار مؤثري در مذاكره ي مطلوب با همكاران و پيش كسوتان باشد.
انتخاب يك راه موقت و پيشنهادي يا تهيه طرح براي عمل : بر مبناي اطلاعات جمع آوري شده و مذاكره با همكاران و متخصصان ، سرانجام راه حل مناسبي براي اقدام انتخاب مي شود كه به صورت طرحي براي اجرا در عمل تهيه خواهدشد.
تجربه كردن يا اجرا عمل انتخاب شده : در اين مرحله ،راه جديد به طور عملي اجرا مي شود و مورد تجربه و آزمايش قرار مي گيرد. چگونگي اجرا و آثار آن ، به دقت و به صورت منظم مطالعه خواهد شد . براي سنجش عمل در زمان اجرا مي توان با استفاده از ابزار هاي زير اطلاعات لازم را جمع آوري كرد.
الف- پرسشنامه
ب- يادداشت هاي روزانه معلم
پ- مصاحبه
ت- فرم هاي مشاهده
علاوه بر اين ابزار ها همكاران، متخصصان آگاه و اولياي دانش آموزان نيز مي توانند در زمان اجرا و تجربه كردن ، معلم را ياري كنند تا كار خود را مورد ارزيابي قرار دهد.
تحليل داده و ارزيابي نتايج كه در اين مرحله ، تحليل داده ها با استفاده از روش كمي و كيفي انجام خواهد شد.
برنامه ريزي و اقدام مجدد : اطلاعات حاصل از اجراي طرح مي تواند به برنامه ريزي و اقدام مجدد منجر شود. به اين صورت كه با توجه به نتايج به دست آمده راه حل يا طرح جديد براي اقدام دوباره و انجام پژوهش حين عمل ، در مورد آن تهيه مي شود .
مقدمه
انشا در لغت به معني سخن آفريدن و نشو نما دادن و بزرگ گردانيدن است. و در اصطلاح ادبيات عبارت از نگارش جمله ها و عبارتهايي است که افکار و انديشه نويسنده را به صورتي روشن و زيبا بيان کند تا خواننده آنها را به آساني بفهمد و براي او خوشايند باشد.
يکي از عوامل متعدد ناموفق بودن درس انشا نداشتن روش مناسب است. لزوم به کارگيري روش مطلوب در تدريس به اندازه اي است که بعضي از دست اندرکاران علوم تربيتي بهره گيري از روش هاي مناسب را مهم تر از دانش آن درس دانسته اند.
تلاش براي تدريس انشا امري ضروري و لازم است. در سر کلاس هاي ما تدريس به همان شيوه هاي سنتي تکرار مطالب گذشته است. و از ديدگاه علوم تربيتي هر کاري که مکانيکي انجام شود کاري آموزشي نيست. زيرا خلاقيت در آن وجود ندارد و تا خلاقيت نباشد مسائل اجتماعي، اقتصادي، صنعتي، و سياسي حل نمي شود و بايد کاري کنيم که کلاس انشا تبديل به کارگاه نوشتن شود.
بيان مساله
پس از چند جلسه تدريس در درس انشا پايه سوم به اين نتيجه رسيدم که در طول سالهاي گذشته به درس انشا اهميتي داده نشده بود زيرا دانش آموزان به آساني نمي توانستند بنويسند و افکار خود را بيان نمايند و درس انشا براي آنها جذابيتي نداشت . نارسايي حتي بر نحوه ي پاسخ دادن آنها در دروس کتبي نيز اثر گذاشته بود. اين مسئله فکر مرا به خود مشغول ساخته بود که به راستي چگونه مي توانم دانش آموزان را با درس انشا آشتي دهم ؟ و شيوه هاي انديشيدن را پيرامون يک موضوع فراهم آورم؟ و کلاس انشا را از حالت خشک و سرد بيرون بياورم؟ و با استفاده از روش هاي مختلف، تجربيات اوليا همکاران و مشاوران و متخصصین تعلیم و تربیت دانش آموزان را از منزلگاه مراحل تفکر تحلیل، ترکیب، نقادی و نوآوری و ابداع بگذرانم؟ و به پرورش قدرت تفکر و تحلیل آنها بپردازم.
گردآوری اطلاعات و شواهد(1)
برای حل این مشکل ابتدا به جمع آوری تجربیات اولیا دانش آموزان در ارتباط با درس انشا پرداختم و در جلسه ی ارتقا کیفیت آموزگاران در آبان ماه مسئله را مطرح نمودم و از تجربیات همکاران محترم به خصوص مدیر مدرسه استفاده نمودم.
و در این رابطه به مطالعه ی کتابهای مختلف از جمله: آیین نگارش، ره یافت های آموزشی و تربیتی در درس انشا خودآموز روش تدریس مهارت نوشتن در دوره ی ابتدایی، خودآموز روش تدریس زبان فارسی، شیوه های خلاق آموزش انشا، آموزش خاطره نویسی پرداختم
پیشینه ی تحقیق در مورد درس انشا:
نتایج تحقیق سیر تاریخی درس انشا در کتاب های درسی مدارس ایران از سال 1300 تا 1373 کاری از سید حسین محمدی حسینی نژاد به شرح ذیل است.
1- به دلیل این که در کار تالیف کتاب های درسی به ویژه انشا هیات های علمی، تخصصی نظارت نداشته اند، توجه جدی و پیگیر به این درس نشده است و 2- کتابهای راهنمای انشا عملا فاقد یک برنامه عملی و هدف دار برای درس انشا می باشد. 3- دانش آموزان در تمام مقاطع این درس را دوست دارند و آن را جدی تلقی می کنند.
تجزیه و تحلیل اطلاعات شواهد (1)
پس از بررسی نظرات اولیا و همکاران به این نتیجه رسیدم در درس انشا موانع زیادی وجود دارد که برخی از آنها عبارتست از:
1- ضعف فرهنگ مطالعه
2- جایگاه نداشتن فرهنگ انتقاد و رواج فرهنگ تملق
3- فرهنگ جرات نداشتن واتکا به خانواده برای ابراز ایده ها و آرام و هجوم به مسائل و برآورد راه حل و ارائه آن ها
4- عدم وجود تشویق کارساز و مناسب
5- ارزش نگذاشتن به نوشته های ابتدایی
6- ملموس نبودن موضوعات و مسائل مورد بحث و تکراری بودن آنها
7- همکاری نامناسب خانواده ها
8- عدم وجود ارزیابی دقیق از درس انشا
9- ذاتی و ارثی پنداشتن امر خلاقیت و ابداع
10-مشخص نبودن جایگاه درس انشا در برنامه ی درسی به صورت اعتقادی و سهل الوصول بودن و در اختیار گرفتن آموزش آن و نیز زمان آن برای تکمیل دروس دیگر
چگونگی انجام کار:
برای جذاب بودن درس انشا و تشویق دانش آموزان به خوب نوشتن و شکوفا کردن استعداد نوشتن آنها و اینکه بتوانند بهترین واژه ها را در جمله های مناسب قرار دهند تا متنی روان و زیبا از نظر ساختار زبانی درست نموده باشند. فعالیتهای ذیل را در سر کلاس انشا به اجرا در آوردم
1- ساخت کیسه ی جادویی و قرار دادن اشیا مختلف از جمله ساعت، کاغذ، سوزن، مداد و – که دانش آموز با انتخاب وسیله ی مورد نظر به طور تصادفی باید در مورد آن انشایی بنویسند.
2- خواندن یک قصه یا داستان به صورت نیمه تمام و حدس زدن پایان آن به صورت نوشتاریتوسط دانش آموزان برای تقویت اعتماد به نفس
3- سخنرانی در مورد مسائل روزمره حداقل روزی 3 دقیقه توسط یکی از دانش آموزان که به مسائل اجتماعی، فرهنگی و مشکلات جامعه ای امروز می پرداخت.
4- دادن تصاویر به گروهها و انشای گروهی در مورد تصاویر و نقاشی ها
5- ارائه دفتری با جملات زیبا که دانش آموزان به تناسب به جمع آوری مطالب نوشتاری ادبی زیبا می پرداختند.
6- جمع آوری ضرب المثلها و کلام های شیرین گذشتگان
7- توصیف محیط اطراف مانند کلاس، گل، مدرسه و ... به زبانی ساده و توجه به جزئیات آن
8- تهیه ی دفتر خاطرات و نوشتن خاطره هایی که از لحاظ ادبی ارزش داشته باشند.
9- تشویق دانش آموزان با عناوینی ( همچون هزار آفرین نویسنده ی کوچک، با افکار بزرگ شما آینده ای با شکوه رقم می خورد و آفرینشی بهتر و خلاقیتی زیباتر را برای شما آرزومندم).
10-آشنایی با نویسندگان بزرگ و آثار آنها
11-خلاصه نویسی کتاب های جذاب و در خور فهم
12-بردن دانش آموزان به دامن طبیعت و گردش علمی و ارائه گزارش در روز بعد
13-دادن موضوعاتی از قبیل: ای کاش...
اگر به جای معلم، مدیر، رئیس جمهور و ... بودید
14-نوشتن انشای تحقیقاتی و محقق بارآوردن دانش آموزان
15-توصیف یک روز مطلوب و خوب و به یادماندنی
16-سفر رویایی به سیارات منظومه شمسی
17-موضوع انشا در مورد کشف چیزهایی که تا کنون بشر به آن دست نیافته است.
18-آموزش آیین نگارش به دانش آموزان
19-تبدیل کلاس به کارگاه نوشتن
20-جمع آوری نمونه نثرهای زیبا و ادبی و خواندن آن با شور و احساسات در کلاس
گردآوری شواهد (2)
اجرای شیوه های پیش بینی شده به طور محسوس از بهبودی وضع موجود حکایت داشت. از تحولی که در دانش آموزان به وجود آمده بود با توجه به رضایت اولیا و اظهار نظر مثبت همکاران اکنون دانش آموزان به راحتی می نوشتند، درباره ی مسائل روز اظهار نظر می نمودند و در سر صف انشاهای زیبای خود را به مناسبت های مختلف می خواندند. شواهد نشان می داد که کارهای گروهی بسیار موثر واقع شده بود و کلاس انشا جذابیت زیادی برای دانش آموزان داشت.
پیشنهادات
1- باید کوشید تا کلاس انشا که مادر تمام دروس است دارای برنامه و طرحی مناسب در ابعاد گوناگون آموزشی باشد.
2- مشکلات و تنگناها و علل افت و نارسایی کلاس انشا به درستی بررسی و تحلیل گردد و راه حل های مناسب و علمی برای رهایی از این شرایط نامناسب مطرح شود. (ره یافت های آموزشی و تربیتی در درس انشا سید حسین خسینی نژاد)
3- شیوه های مناسب نگارش و انشا به دانش آموزان شناخته شود.
4- مجموعه ی تجربه های موفق، روش های مطلوب و شیوه هایی که معلمان موفق در این زمینه داشته اند جمع آوری، بازیابی و بررسی شود.
5- فرهنگ مطالعه رواج یابد و در ساعت انشا از مطالعه و کتابخوانی و فرهنگ انتقاد استفاده شود.
6- تشویق اولیا و مربیان در ارتباط با نوشته های دانش آموزان
7- برگزاری المپیاد های انشا نویسی
8- بحث و تبادل نظر، پرسش و پاسخ در درس انشا
9- بهترین انشاها در سر صف خوانده شود و مورد تشویق مناسب قرار گیرد فراست
مقدمه : توصيف وضعيت موجود
مقطع ابتدايي زير بناي مقاطع ديگر تحصيلي مي باشد و در مقطع ابتدايي نيز پايه اول اساس پايه هاي ديگر مي باشد و هر چقدر دانش آموزان در اين پايه بهتر آموزش ببينند در پايه هاي ديگر راحت تر هستند و بالعكس ؛ در پايه اول دو درس رياضي و فارسي ( قرائت فارسي و املاي فارسي ) كليدي هستند و بيشترين ساعات به اين دو درس اختصاص مي يابد و از بين دو درس ذكر شده درس فارسي از اهميت دو چنداني برخوردار مي باشد. طوري كه بدون يادگيري درس فارسي , يادگيري دروس ديگر تقريباً غير ممكن مي باشد.
چندين بار بود كه آموزگار پايه دوم از وضعيت تحصيلي دو دانش آموز ابراز نگراني مي كرد و آنان را در حد دانش آموزان پايه اول هم نمي دانست . از عدم پيشرفت تحصيلي آنان صحبت مي كرد؛ مدير مدرسه با اولياي دانش آموزان ذكر شده , مشاوراتي را بعمل آورد . قرار شد آنان به فرندان خود كمك كنند و همگام با معلم درس ها را تكرار و تمرين كنند.
بعد از گذشت يك ماه , متاسفانه پيشرفتي حاصل نشد در جلسه شوراي معلمان وضعيت دانش آموزان ذكر شده مورد بحث قرار گرفت . پيشنهادهايي ارائه گرديد بنده را مامور رسيدگي به اين دانش آموزان نمودند , من هم با بررسي نمرات سال گذشته آنان و مشاوره با والدين و معلم پايه دوم آنان مطالبي را جمع آوري نمودم.
تجزيه و تحليل اطلاعات
پس از مطالعه نمرات و بحث هاي با معلم پايه اول , دوم و والدين صورت گرفت و راه هاي متعددي جهت تقويت املاي آنان مورد بررسي قرار گرفت و خلاصه يافته هاي حاصل از تجزيه و تحليل به شرح زير تدوين گرديد.
خلاصه يافته هاي اوليه
برخي از علل ضعف دانش آموزان در درس املا ه شرح زير بود :
بيش از دو سوم حروفات الفباي فارسـي را نمي شناختند و آن ها را بـا اشتبـاه مي گرفتند.
نظر به به سن بالاي معلم پايه اول( بيش از 20 سال سابقه تدريس ) و عدم علاقه به تدريس در پايه اول و كمتر تكرار و تمرين مي كرده اند.
معلم پايه اول علل اصلي ضعف آنان را , غيبت بيش از اندازه به سبب بيماري ذكر نمودند.
تحصيلات كم والدين ( زير پنجم ابتدايي ) و عدم آشنايي آنان با اصول روان شناسي جهـت رسيـدگـي بـه فـرزنـدشـان متناسب با استعداد آنان , يكي ديگر از علل ضعف دانش آموزان مي باشد.
اصول و مباني املا
مراحل آموزش نوشتن به پنج مرحله زير تقسيم مي شود:
1- آموزش نوشتن غير فعال ( رونوسي )
2- آموزش نوشتن نيمه فعال ( املا )
4- آموزش نوشتن فعال پايه دو ( حمله سازي ) اق ) انشا و انواع آن
با توجه به مشكل دانش آموزان در مرحله آموزش نوشتن نيمه فعال (املا) است به آموزش املا مي پردازيم. مهارت املا نويسي به معني توانايي جانشين كردن صحيح صورت نوشتاري حروف , كلمات و جمله ها به جاي صورت آوايي آنهاست . دانش آموزان بـايـد به اين مهارت دست يابند تا بتوانند بخوبي بين صورت تلفظي كلمه ها و حروف سازنـده آن ها پيـونـد مناسبي بـرقـرار كنند بدين ترتيب زمينه لازم براي پيشرفت آنان در درس هاي جمله
3- آموزش نوشتن فعال پايه يك ( كلمه سازي ) نويسي , انشا و به طور كلي مهارت نوشتن بهتر فراهم مي شود , دانش آموزان هنگام نوشتن املا بايد نكاتي را در باره صداهايي كه بوسيله معلم در قالب كلمات و جمله ها بر زبان جاري مي شود رعايت نمايند :
الف) آنها را خوب بشنوند + تشخيص دقيق كلمه + ادراك كلمه
ب) آنها را خوب تشخيص دهند + يادآوري و مجسم ساختن تصوير + بازشناسي كلمه صحيح در ذهن.
ج) آنها را درست بنويسند + نوشتن صحيح حروف سازنده كلمه + بازنويسي كلمه و توالي مناسب آنها.
اشكالات املايي دانش آموزان كه از ديدگاه زبان شناختي بر اثر اشكالات رسم الخطي , تاثير لهجه و گويش محلي دانش آموزان و فرايندهاي آوايي حذف , تبديل , افزايش و قلب به وجود مي آيند از ديدگاه روان شناختي از موارد زير سرچشمه مي گيرند :
الف) ضعف در حساسيت شنوايي , مثال : ژاله - جاله ب) ضعف در حافظه شنوايي , مثال جا انداختن كلمات ج) ضعف در حافظه ديداري , مثال حيله – هيله د) ضعف در حافظه توالي ديداري , مثال مادر – مارد
هـ) قرينه نويسي , مثال ديد –
و) وارونه نويسي , مثال ديد -
ز) عدم دقت , مثال : گندم – كندم
ح)نارسا نويسي , مثال رستم – رسم
روش تدريس املا
املا واژه اي است عربي و معناي آن نوشتن مطلبي است كه ديگري بگويد يـا بخـوانـد . درس املا در بـرنـامـه آمـوزشـي دوره ابتدايي اهداف زير را در بر مي گيرد.
1- آموزش صورت صحيح نوشتاري كلمه ها و جمله هاي زبان فارسي
2- تشخيص اشكالات املايي دانش آموزان و رفع آنها
3- تمرين آموخته هاي نوشتاري دانش آموزان در رونويسي.
بديهي است با نوشتاري كه با غلط هاي املايي همراه باشد ارتباط زباني بين افراد جامعه بخوبي برقرار نمي شود . بنابراين , لزوم توجه به اين درس كاملاً روشـن اسـت عـلاوه بـر اهـداف فـوق , امـلا نـويسي , دانـش آمـوزان را يـاري مي كند تا مهارت هاي خود را در زمينه هاي زير تقويت نمايند.
1- گوش دادن با دقت
2- تمركز و توجه داشتن به گفتار گوينده ( معلم )
3- آمادگي لازم براي گذر از رونويسي ( نوشتن غيرفعال ) جمله نويسي و انشا (نوشتن فعال)
نكات برجسته روش آموزش املاي فارسي :
1- توجه بيشتر به وجه آموزشي درس املا نسبت به وجه آزموني آن
2- انعطاف پذيري در انتخاب تمرينات در هر جلسه املا
3- توجه به كلمات به عنوان عناصر سازنده جمله هاي زباني
4- ارتباط زنجير وار املاهاي اخذ شده در جلسات گوناگون معيارهاي ارزشيابي عناصر ديگر روش آموزش املا را به صورت زير هم ميتوان مرحله بندي كرد : گام اول, انتخاب متن املا و نوشتن آن روي تخته سياه و خواندن آن گام دوم , قرائت املا توسط معلم و نوشتن آن توسط دانش آموزان گام سوم , تصحيح گروهي املاها و تهيه فهرست خطاهاي املايي گام چهارم , تمرينات متنوع با توجه به اولويت بندي اشكالات املايي استخراج شده.
گام اول , انتخاب متن :
در انتخاب متن املا به موارد زير توجه شود :
متن مورد نظر حاوي جمله باشد و از انتخاب كلمه به تنهايي خودداري شود.
كلمات سـازنـده جمـلات متـن از حـروفـي تشكيل شده باشند كه قبلاً تدريس شده اند.
كلمات خارج از متن كتاب هاي درسي , از 20 درصد كل كلمات بيشتر نباشد.
علاوه بر جملات موجود در كتاب هاي درسي , با استفاده از كلمات خوانده شده , جملات ديگري هم در نظر گرفته شوند .
در هر جلسه از كلماتي كه در جلسات قبلي براي دانش آموزان مشكل بوده اند نيز استفاده شود تا بتوان درجه پيشرفت شاگردان را اندازه گيري كرد.
گام دوم
معلم متن املا را از روي تابلو پاك كرده , پس از آماده شدن دانش آموزان , آن را با صدايي بلند و لحني شمرده و حداكثر تا دو بار قرائت مي كند . البته هنگام قرائت متن املا از خواندن كلمه به كلمه خودداري كرده , متن را به صورت گروههاي اسمي و فعلي يا جمله كامل قرائت مي كند تا دانش آموزان با بافت جمله و معناي آن آشنا شوند . متن املا را با سرعت مناسب تكرار مي كند تا كند نويسان هم , اشكالات خود را بر طرف نماند .
گام سوم
اين گام با مشاركت كامل دانش آموزان انجام مي شود و معلم بدون اشاره به نام آنان تك تك املا ها را بررسي و مشكلات را استخراج مي كند . به اين ترتيب كه معلم املاي اولين دانش آموز را در دست مي گيرد و به كمك دانش آموز كلمات ياد شده را رونويسي مي كند. سپس املاي دومين , سومين و .... در دست مي گيرد و به كمك همان دانش آموز يا دانش آموز ديگري , صورت صحيح غلط هاي املايي را روي تابلو ثبت مي كند . البته هر جا كه غلط ها تكراري بودند جلوي اولين مورد آن يك علامت ( مثلاً * ) مي زند . در پايان با شمردن غلط ها , اشكالات املايي دانش آموزان را اولويت بندي مي كند .
گام چهارم
در ايـن گام معلـم با توجه به مهمترين و پر تعداد ترين اشكالات املايي دانش آموزان با بكار گيري انواع تمرينات حرف نويسي و كلمه نويسي و همچنين تمرينات كلمه سازي و جمله سازي به تقويت توان نوشتاري دانش آموزان مي پردازد .
راههاي پيشنهادي براي تقويت املايي دانش آموزان ضعيف
با مطالعه اطلاعات جمع آوري شده در جلسه شوراي معلمان جهت تقويت املا با پيشنهادات متعدد همكاران مواجه شديم كه در ذيل فهرست وار آورده ايم .
دقت به مشق ( رونويسي ) و تصحيح غلط ها و رعايت خط زمينه
توجه به دست ورزي در دوره آمادگي
مطمئن شدن از شناخت حروف الفباي فارسي
بررسي دقيق تكليف شب در خانه
توجه بيشتر به دانش آموزان كند نويس
پرهيز از حركات اضافي موقع گفتن املا
استفاده از دانش آموزان ممتاز براي روخواني و تكرار و تمرين در كلاس
توجه به نوع نشستن
استفاده از كارت تند خواني
تركيب صامت و مصوت
اطمينان از تلفظ صحيح حروفات توسط دانش آموزان
تصحيح املا توسط خود دانش آموزان و . . . .
كه قرار شد تعدادي از پيشنهادهاي همكاران در مورد دانش آموزاني كه در املا ضعيف هستند اجرا شود . از جمله آموزش حروفاتي كه دانش آموزان در آن اشكال دارند ( قبل از گفتن املا ) - يادداشت غلط هايي كه بيشتر دانش آموزان از آن دارند – دقت در مشق دانش آموزان .
چگونگي اجراي راه جديد
با دعوت از اولياي دانش آموزان مورد نظر قرار شد كه بصورت خصوصي در يك محل روزانه يك ساعت در ساعت مقرر در املا به آنان ( دانش آموزان ) تدريس شود . در مرحله اول حروف الفباي فارسي تدريس شد و در هر روز تعدادي از حروفاتي كه دانش آموزان در آن اشكال داشتند تدريس مي شد و آنان به كلمه سازي با آن حروف مي پرداختند . استفاده از جدول الفبا كتاب فارسي اول و كارت هاي تنـد خواني , تركيب صامت با مصوت كمك موثري در ياد گيري دانش آموزان مي كرد .
پس از يك هفته از كتاب فارسي دوم استفاده كرديم . در ابتدا قسمتي از درس ( يك پاراگراف ) قرائت مي شد و دانش آموزان با دقت به كتاب خود نگاه مي كردند , بعد آنها قسمت گفته شده را مي خواندند و غلط هاي را كه مي خواندند در يك دفتري يادداشت مي گرديد و دفعات بعدي ابتدا غلط ها تكرار و تمرين مي شد ( خواندن و نوشتن ) . وقتي كه دانش آموزان در خواندن درس جديد مهارت كافي بدست مي آوردند . مرحله نوشتن آغاز مي گرديد . سعي مي شد هنگام نوشتن متني , متن ها خوانده شده بعد نوشته شود . ين كار ادامه داشت و روز به روز پيشرفتي در وضعيت دانش آموزان مشاهده مي گرديد . طوري كه تا قبل از شروع كار با آنان , آنان در كلاس خويش زنگ املا بيش از سه چهار كلمه نمي توانستند بنويسند و به جرات مي توان گفت نمي دانستند چگونه بنويسند و چي بنويسند و بخش و صدا كشي براي آنان نا مفهوم بود . اما بعد از تدريس خصوصي به مرور توانستند متن املاي دوم را همانند ساير دانش آموزان بنويسند و نمرات بالاتري بگيرند .
در ادامه با مشكل غلط نويسي كلماتي كه حروف عربي دارند ( ثـ ث - حـ ح ط – ت – ذ- ضـ ض - ظ و .... ) مواجه شديم كه جهت غلبه بر اين مشكل سعي شد زير كلمات فوق خ كشيده شود و در دفتر نوشته شود و اين كلمات بيشتر قرائت و نوشته شود تا ملكه ذهن گردد .
خوشبختانه بعد از بيست جلسه دانش آموزان مشكل دار , طوري پيشرفت كردند كه معلم پايه دوم باورشان نمي شد كه اين دانش آموزان , همان دانش آموزان بيست روز پيش هستند . شركت در بحث هاي كلاس , پيشرفت در ساير نتيجه تقويت آنها در درس املا بود . جهت تشويق دانش آموزاني كه پيشرفت حاصل نموده اند مدير مدرسه جوايزي را به آنان داد . اولياي دانش آموزان هم خيلي خوشحال بودند و حتي يكي از اوليا كه بيسواد بود تصميم گرفت كه كلاس فشرده اي هم براي او جهت سواد آموزي بصورت خصوصي در نظر گرفته شود .
گرد آوري اطلاعات ( شواهد 2 )
از رفتار هاي دانش آموزان مورد نظر معلوم بود كه آنان پيشرفت قابل ملاحظه اي نموده اند . براي اينكه معلمان ديگر از روند كار و پيشرفت حاصله اطلاع پيدا كنند و در موقعيت هاي مناسب از اين روشها استفاده كنند , مدير مدرسه در جلسه شوراي معلمان گزارش از روند كار از اول تا حال را ارائه داد و نظر بنده را راجع به روش بكار برده شده براي حل ضعف املاي دانش آموزان مورد مطالعه جويا شد و بنده هم چندين مورد را ذكر كرده ام . از جمله :
1- توجه ويژه به دانش آموزان ضعيف و كند نويس
2- استفاده از معلمان فعال و پر انرژي براي پايه اول جهت تكرار و تمرين بيشتر و ارائه ابتكارات ويژه
3- رعايت مراحل گفتن املا از طرف همكاران كه مراحل قبلاً آورده شده است .
4- ارتباط با اولياي دانش آموزان بخصوص دانش آموزان ضعيف . تجديد نظر در روش هاي انجام گرفته و اعتبار بخشي آن
پس از اين كه روش هاي استفاده شده براي حل مسئله توسط بنده و مدير مدرسه تشريح شد , عده اي از همكاران انتقادات و پيشنهادات خويش را ارائه دادند از آن جمله :
بهتر است مدير ترتيبي اتخاذ نمايند كه با هماهنگي اولياي دانش آموزاني كه در درس املا نمرات متوسط و متوسط به پايين دارند در تعطيلات تابستاني كلاس تقويتي گذاشته شـود مخصوصـاً بـراي پـايـه اول كـه در پـايـه دوم بـا مشكل دانش آموزان مورد مطالعه ما مواجه نشوند.
تدريس خصوصي , براي همه دانش آموزان مقدور نيست.
بعضي از معلمان با روش تدريس املا ( مراحل گفتن املا ) آشنايي چنداني ندارند و مراحل آن را رعايت نمي كند.
جهت رسيدگي بهتر به دانش آموزان مشكل دار درسي مخصوصاً پايه اول تعداد آن ها در هر كلاس از بيست نفر تجاوز نكند.
پس از جمع بندي و رفع ايرادات و انتقادات وارده به اجراي روش پيشنهادي روش هاي مذكور در جلسه گروههاي درسي پايه اول مطرح شد و در اين جلسه ابتدا روش هاي تدريس املا بر اساس روش تدريس پيشنهادي كتاب روش تدريس فارسي مراكز تربيت معلم بيان گرديد؛ سپس روش پيشنهادي ارائه گرديد.
اكثريت قريب به اتفاق معلمان از روش پيشنهادي استقبال كردند.
نتيجه گيري
اگر معلمان درس املا را همان طور كه جدي مي گيرند روش تدريس آن را نيز مطابق با روش تدريس ها ارائه شده در كتاب هاي مراكز تربيت معلم تدريس كنند, به نظر مي رشد دانش آموزان مشكلي در اين درس نخواهند داشت. گروههاي درسي نقش عمده اي در آشنايي و يادآوري روش تدريس املا را برعهده دارند. تا زماني كه دانش آموزان در مهارت خواندن پيشرفت نكرده اند صحبت از املا و املا گفتن بي مفهوم خواهد بود . انتخاب معلمان پايه اول از بين معلمان فعال و پر انرژي كمك موثري به تقويت املا دانش آموزان از طريق تكرار و تمرين بيشتر ميسر مي شود مي نمايد. هر چه تعداد شاگردان يك كلاس مخصوصاً پايه اول كمتر باشد معلم مربوطه وقـت بيشتري بـراي رسيدگي به دانش آموزان ضعيف در املا خواهد داشت. كمك گرفتن از اوليا فقط براي تكرار و تمرين بيشتر مي تواند در تقويت املا موثر باشد.
منابع و ماخذ
روش تدريس فارسي , ويژه دانشجويان مراكز تربيت معلم
مجله رشد آموزش ابتدايي ماههاي دي و بهمن 82
دفتر شوراي معلمان مدرسه اميد انقلاب يك سال 82
مقطع ابتدايي نيز پايه اول اساس پايه هاي ديگر مي باشد و هر چقدر دانش آموزان در اين پايه بهتر آموزش ببينند در پايه هاي ديگر راحت تر هستند و بالعكس ؛ در پايه اول دو درس رياضي و فارسي ( قرائت فارسي و املاي فارسي ) كليدي هستند و بيشترين ساعات به اين دو درس اختصاص مي يابد و از بين دو درس ذكر شده درس فارسي از اهميت دو چنداني برخوردار مي باشد. طوري كه بدون يادگيري درس فارسي , يادگيري دروس ديگر تقريباً غير ممكن مي باشد.
چندين بار بود كه آموزگار پايه دوم از وضعيت تحصيلي دو دانش آموز ابراز نگراني مي كرد و آنان را در حد دانش آموزان پايه اول هم نمي دانست . از عدم پيشرفت تحصيلي آنان صحبت مي كرد؛ مدير مدرسه با اولياي دانش آموزان ذكر شده , مشاوراتي را بعمل آورد . قرار شد آنان به فرندان خود كمك كنند و همگام با معلم درس ها را تكرار و تمرين كنند.
بعد از گذشت يك ماه , متاسفانه پيشرفتي حاصل نشد در جلسه شوراي معلمان وضعيت دانش آموزان ذكر شده مورد بحث قرار گرفت . پيشنهادهايي ارائه گرديد بنده را مامور رسيدگي به اين دانش آموزان نمودند , من هم با بررسي نمرات سال گذشته آنان و مشاوره با والدين و معلم پايه دوم آنان مطالبي را جمع آوري نمودم.
تجزيه و تحليل اطلاعات
پس از مطالعه نمرات و بحث هاي با معلم پايه اول , دوم و والدين صورت گرفت و راه هاي متعددي جهت تقويت املاي آنان مورد بررسي قرار گرفت و خلاصه يافته هاي حاصل از تجزيه و تحليل به شرح زير تدوين گرديد.
خلاصه يافته هاي اوليه
برخي از علل ضعف دانش آموزان در درس املا ه شرح زير بود :
بيش از دو سوم حروفات الفباي فارسـي را نمي شناختند و آن ها را بـا اشتبـاه مي گرفتند.
نظر به به سن بالاي معلم پايه اول( بيش از 20 سال سابقه تدريس ) و عدم علاقه به تدريس در پايه اول و كمتر تكرار و تمرين مي كرده اند.
معلم پايه اول علل اصلي ضعف آنان را , غيبت بيش از اندازه به سبب بيماري ذكر نمودند.
تحصيلات كم والدين ( زير پنجم ابتدايي ) و عدم آشنايي آنان با اصول روان شناسي جهـت رسيـدگـي بـه فـرزنـدشـان متناسب با استعداد آنان , يكي ديگر از علل ضعف دانش آموزان مي باشد.
اصول و مباني املا
مراحل آموزش نوشتن به پنج مرحله زير تقسيم مي شود:
1- آموزش نوشتن غير فعال ( رونوسي )
2- آموزش نوشتن نيمه فعال ( املا )
4- آموزش نوشتن فعال پايه دو ( حمله سازي ) اق ) انشا و انواع آن
با توجه به مشكل دانش آموزان در مرحله آموزش نوشتن نيمه فعال (املا) است به آموزش املا مي پردازيم. مهارت املا نويسي به معني توانايي جانشين كردن صحيح صورت نوشتاري حروف , كلمات و جمله ها به جاي صورت آوايي آنهاست . دانش آموزان بـايـد به اين مهارت دست يابند تا بتوانند بخوبي بين صورت تلفظي كلمه ها و حروف سازنـده آن ها پيـونـد مناسبي بـرقـرار كنند بدين ترتيب زمينه لازم براي پيشرفت آنان در درس هاي جمله
3- آموزش نوشتن فعال پايه يك ( كلمه سازي ) نويسي , انشا و به طور كلي مهارت نوشتن بهتر فراهم مي شود , دانش آموزان هنگام نوشتن املا بايد نكاتي را در باره صداهايي كه بوسيله معلم در قالب كلمات و جمله ها بر زبان جاري مي شود رعايت نمايند :
الف) آنها را خوب بشنوند + تشخيص دقيق كلمه + ادراك كلمه
ب) آنها را خوب تشخيص دهند + يادآوري و مجسم ساختن تصوير + بازشناسي كلمه صحيح در ذهن.
ج) آنها را درست بنويسند + نوشتن صحيح حروف سازنده كلمه + بازنويسي كلمه و توالي مناسب آنها.
اشكالات املايي دانش آموزان كه از ديدگاه زبان شناختي بر اثر اشكالات رسم الخطي , تاثير لهجه و گويش محلي دانش آموزان و فرايندهاي آوايي حذف , تبديل , افزايش و قلب به وجود مي آيند از ديدگاه روان شناختي از موارد زير سرچشمه مي گيرند :
الف) ضعف در حساسيت شنوايي , مثال : ژاله - جاله ب) ضعف در حافظه شنوايي , مثال جا انداختن كلمات ج) ضعف در حافظه ديداري , مثال حيله – هيله د) ضعف در حافظه توالي ديداري , مثال مادر – مارد
هـ) قرينه نويسي , مثال ديد –
و) وارونه نويسي , مثال ديد -
ز) عدم دقت , مثال : گندم – كندم
ح)نارسا نويسي , مثال رستم – رسم
روش تدريس املا
املا واژه اي است عربي و معناي آن نوشتن مطلبي است كه ديگري بگويد يـا بخـوانـد . درس املا در بـرنـامـه آمـوزشـي دوره ابتدايي اهداف زير را در بر مي گيرد.
1- آموزش صورت صحيح نوشتاري كلمه ها و جمله هاي زبان فارسي
2- تشخيص اشكالات املايي دانش آموزان و رفع آنها
3- تمرين آموخته هاي نوشتاري دانش آموزان در رونويسي.
بديهي است با نوشتاري كه با غلط هاي املايي همراه باشد ارتباط زباني بين افراد جامعه بخوبي برقرار نمي شود . بنابراين , لزوم توجه به اين درس كاملاً روشـن اسـت عـلاوه بـر اهـداف فـوق , امـلا نـويسي , دانـش آمـوزان را يـاري مي كند تا مهارت هاي خود را در زمينه هاي زير تقويت نمايند.
1- گوش دادن با دقت
2- تمركز و توجه داشتن به گفتار گوينده ( معلم )
3- آمادگي لازم براي گذر از رونويسي ( نوشتن غيرفعال ) جمله نويسي و انشا (نوشتن فعال)
نكات برجسته روش آموزش املاي فارسي :
1- توجه بيشتر به وجه آموزشي درس املا نسبت به وجه آزموني آن
2- انعطاف پذيري در انتخاب تمرينات در هر جلسه املا
3- توجه به كلمات به عنوان عناصر سازنده جمله هاي زباني
4- ارتباط زنجير وار املاهاي اخذ شده در جلسات گوناگون معيارهاي ارزشيابي عناصر ديگر روش آموزش املا را به صورت زير هم ميتوان مرحله بندي كرد : گام اول, انتخاب متن املا و نوشتن آن روي تخته سياه و خواندن آن گام دوم , قرائت املا توسط معلم و نوشتن آن توسط دانش آموزان گام سوم , تصحيح گروهي املاها و تهيه فهرست خطاهاي املايي گام چهارم , تمرينات متنوع با توجه به اولويت بندي اشكالات املايي استخراج شده.
گام اول , انتخاب متن :
در انتخاب متن املا به موارد زير توجه شود :
متن مورد نظر حاوي جمله باشد و از انتخاب كلمه به تنهايي خودداري شود.
كلمات سـازنـده جمـلات متـن از حـروفـي تشكيل شده باشند كه قبلاً تدريس شده اند.
كلمات خارج از متن كتاب هاي درسي , از 20 درصد كل كلمات بيشتر نباشد.
علاوه بر جملات موجود در كتاب هاي درسي , با استفاده از كلمات خوانده شده , جملات ديگري هم در نظر گرفته شوند .
در هر جلسه از كلماتي كه در جلسات قبلي براي دانش آموزان مشكل بوده اند نيز استفاده شود تا بتوان درجه پيشرفت شاگردان را اندازه گيري كرد.
گام دوم
معلم متن املا را از روي تابلو پاك كرده , پس از آماده شدن دانش آموزان , آن را با صدايي بلند و لحني شمرده و حداكثر تا دو بار قرائت مي كند . البته هنگام قرائت متن املا از خواندن كلمه به كلمه خودداري كرده , متن را به صورت گروههاي اسمي و فعلي يا جمله كامل قرائت مي كند تا دانش آموزان با بافت جمله و معناي آن آشنا شوند . متن املا را با سرعت مناسب تكرار مي كند تا كند نويسان هم , اشكالات خود را بر طرف نماند .
گام سوم
اين گام با مشاركت كامل دانش آموزان انجام مي شود و معلم بدون اشاره به نام آنان تك تك املا ها را بررسي و مشكلات را استخراج مي كند . به اين ترتيب كه معلم املاي اولين دانش آموز را در دست مي گيرد و به كمك دانش آموز كلمات ياد شده را رونويسي مي كند. سپس املاي دومين , سومين و .... در دست مي گيرد و به كمك همان دانش آموز يا دانش آموز ديگري , صورت صحيح غلط هاي املايي را روي تابلو ثبت مي كند . البته هر جا كه غلط ها تكراري بودند جلوي اولين مورد آن يك علامت ( مثلاً * ) مي زند . در پايان با شمردن غلط ها , اشكالات املايي دانش آموزان را اولويت بندي مي كند .
گام چهارم
در ايـن گام معلـم با توجه به مهمترين و پر تعداد ترين اشكالات املايي دانش آموزان با بكار گيري انواع تمرينات حرف نويسي و كلمه نويسي و همچنين تمرينات كلمه سازي و جمله سازي به تقويت توان نوشتاري دانش آموزان مي پردازد .
راههاي پيشنهادي براي تقويت املايي دانش آموزان ضعيف
با مطالعه اطلاعات جمع آوري شده در جلسه شوراي معلمان جهت تقويت املا با پيشنهادات متعدد همكاران مواجه شديم كه در ذيل فهرست وار آورده ايم .
دقت به مشق ( رونويسي ) و تصحيح غلط ها و رعايت خط زمينه
توجه به دست ورزي در دوره آمادگي
مطمئن شدن از شناخت حروف الفباي فارسي
بررسي دقيق تكليف شب در خانه
توجه بيشتر به دانش آموزان كند نويس
پرهيز از حركات اضافي موقع گفتن املا
استفاده از دانش آموزان ممتاز براي روخواني و تكرار و تمرين در كلاس
توجه به نوع نشستن
استفاده از كارت تند خواني
تركيب صامت و مصوت
اطمينان از تلفظ صحيح حروفات توسط دانش آموزان
تصحيح املا توسط خود دانش آموزان و . . . .
كه قرار شد تعدادي از پيشنهادهاي همكاران در مورد دانش آموزاني كه در املا ضعيف هستند اجرا شود . از جمله آموزش حروفاتي كه دانش آموزان در آن اشكال دارند ( قبل از گفتن املا ) - يادداشت غلط هايي كه بيشتر دانش آموزان از آن دارند – دقت در مشق دانش آموزان .
چگونگي اجراي راه جديد
با دعوت از اولياي دانش آموزان مورد نظر قرار شد كه بصورت خصوصي در يك محل روزانه يك ساعت در ساعت مقرر در املا به آنان ( دانش آموزان ) تدريس شود . در مرحله اول حروف الفباي فارسي تدريس شد و در هر روز تعدادي از حروفاتي كه دانش آموزان در آن اشكال داشتند تدريس مي شد و آنان به كلمه سازي با آن حروف مي پرداختند . استفاده از جدول الفبا كتاب فارسي اول و كارت هاي تنـد خواني , تركيب صامت با مصوت كمك موثري در ياد گيري دانش آموزان مي كرد .
پس از يك هفته از كتاب فارسي دوم استفاده كرديم . در ابتدا قسمتي از درس ( يك پاراگراف ) قرائت مي شد و دانش آموزان با دقت به كتاب خود نگاه مي كردند , بعد آنها قسمت گفته شده را مي خواندند و غلط هاي را كه مي خواندند در يك دفتري يادداشت مي گرديد و دفعات بعدي ابتدا غلط ها تكرار و تمرين مي شد ( خواندن و نوشتن ) . وقتي كه دانش آموزان در خواندن درس جديد مهارت كافي بدست مي آوردند . مرحله نوشتن آغاز مي گرديد . سعي مي شد هنگام نوشتن متني , متن ها خوانده شده بعد نوشته شود . ين كار ادامه داشت و روز به روز پيشرفتي در وضعيت دانش آموزان مشاهده مي گرديد . طوري كه تا قبل از شروع كار با آنان , آنان در كلاس خويش زنگ املا بيش از سه چهار كلمه نمي توانستند بنويسند و به جرات مي توان گفت نمي دانستند چگونه بنويسند و چي بنويسند و بخش و صدا كشي براي آنان نا مفهوم بود . اما بعد از تدريس خصوصي به مرور توانستند متن املاي دوم را همانند ساير دانش آموزان بنويسند و نمرات بالاتري بگيرند .
در ادامه با مشكل غلط نويسي كلماتي كه حروف عربي دارند ( ثـ ث - حـ ح ط – ت – ذ- ضـ ض - ظ و .... ) مواجه شديم كه جهت غلبه بر اين مشكل سعي شد زير كلمات فوق خ كشيده شود و در دفتر نوشته شود و اين كلمات بيشتر قرائت و نوشته شود تا ملكه ذهن گردد .
خوشبختانه بعد از بيست جلسه دانش آموزان مشكل دار , طوري پيشرفت كردند كه معلم پايه دوم باورشان نمي شد كه اين دانش آموزان , همان دانش آموزان بيست روز پيش هستند . شركت در بحث هاي كلاس , پيشرفت در ساير نتيجه تقويت آنها در درس املا بود . جهت تشويق دانش آموزاني كه پيشرفت حاصل نموده اند مدير مدرسه جوايزي را به آنان داد . اولياي دانش آموزان هم خيلي خوشحال بودند و حتي يكي از اوليا كه بيسواد بود تصميم گرفت كه كلاس فشرده اي هم براي او جهت سواد آموزي بصورت خصوصي در نظر گرفته شود .
گرد آوري اطلاعات ( شواهد 2 )
از رفتار هاي دانش آموزان مورد نظر معلوم بود كه آنان پيشرفت قابل ملاحظه اي نموده اند . براي اينكه معلمان ديگر از روند كار و پيشرفت حاصله اطلاع پيدا كنند و در موقعيت هاي مناسب از اين روشها استفاده كنند , مدير مدرسه در جلسه شوراي معلمان گزارش از روند كار از اول تا حال را ارائه داد و نظر بنده را راجع به روش بكار برده شده براي حل ضعف املاي دانش آموزان مورد مطالعه جويا شد و بنده هم چندين مورد را ذكر كرده ام . از جمله :
1- توجه ويژه به دانش آموزان ضعيف و كند نويس
2- استفاده از معلمان فعال و پر انرژي براي پايه اول جهت تكرار و تمرين بيشتر و ارائه ابتكارات ويژه
3- رعايت مراحل گفتن املا از طرف همكاران كه مراحل قبلاً آورده شده است .
4- ارتباط با اولياي دانش آموزان بخصوص دانش آموزان ضعيف . تجديد نظر در روش هاي انجام گرفته و اعتبار بخشي آن
پس از اين كه روش هاي استفاده شده براي حل مسئله توسط بنده و مدير مدرسه تشريح شد , عده اي از همكاران انتقادات و پيشنهادات خويش را ارائه دادند از آن جمله :
بهتر است مدير ترتيبي اتخاذ نمايند كه با هماهنگي اولياي دانش آموزاني كه در درس املا نمرات متوسط و متوسط به پايين دارند در تعطيلات تابستاني كلاس تقويتي گذاشته شـود مخصوصـاً بـراي پـايـه اول كـه در پـايـه دوم بـا مشكل دانش آموزان مورد مطالعه ما مواجه نشوند.
تدريس خصوصي , براي همه دانش آموزان مقدور نيست.
بعضي از معلمان با روش تدريس املا ( مراحل گفتن املا ) آشنايي چنداني ندارند و مراحل آن را رعايت نمي كند.
جهت رسيدگي بهتر به دانش آموزان مشكل دار درسي مخصوصاً پايه اول تعداد آن ها در هر كلاس از بيست نفر تجاوز نكند.
پس از جمع بندي و رفع ايرادات و انتقادات وارده به اجراي روش پيشنهادي روش هاي مذكور در جلسه گروههاي درسي پايه اول مطرح شد و در اين جلسه ابتدا روش هاي تدريس املا بر اساس روش تدريس پيشنهادي كتاب روش تدريس فارسي مراكز تربيت معلم بيان گرديد؛ سپس روش پيشنهادي ارائه گرديد.
اكثريت قريب به اتفاق معلمان از روش پيشنهادي استقبال كردند.
نتيجه گيري
اگر معلمان درس املا را همان طور كه جدي مي گيرند روش تدريس آن را نيز مطابق با روش تدريس ها ارائه شده در كتاب هاي مراكز تربيت معلم تدريس كنند, به نظر مي رشد دانش آموزان مشكلي در اين درس نخواهند داشت. گروههاي درسي نقش عمده اي در آشنايي و يادآوري روش تدريس املا را برعهده دارند. تا زماني كه دانش آموزان در مهارت خواندن پيشرفت نكرده اند صحبت از املا و املا گفتن بي مفهوم خواهد بود . انتخاب معلمان پايه اول از بين معلمان فعال و پر انرژي كمك موثري به تقويت املا دانش آموزان از طريق تكرار و تمرين بيشتر ميسر مي شود مي نمايد. هر چه تعداد شاگردان يك كلاس مخصوصاً پايه اول كمتر باشد معلم مربوطه وقـت بيشتري بـراي رسيدگي به دانش آموزان ضعيف در املا خواهد داشت. كمك گرفتن از اوليا فقط براي تكرار و تمرين بيشتر مي تواند در تقويت املا موثر باشد.
منابع و ماخذ
روش تدريس فارسي , ويژه دانشجويان مراكز تربيت معلم
مجله رشد آموزش ابتدايي ماههاي دي و بهمن 82
دفتر شوراي معلمان مدرسه اميد انقلاب يك سال 82

1 – مدرسه ی هوشمند چه مدرسه ای است؟
مدرسهی هوشمند مدرسهای است که برای ایجاد محیط یاددهی ،یادگیری چنین جهت بهتر شدن نظام مدیریتی مدرسه و تربیت دانش آموزان اهل تحقیق و پژوهش از علوم نوین و تکنولوژی استفاده می کند.
این مدرسه به لحاظ فیزیکی به گونه ای است که کنترل و مدیریت آن مبتنی برفناوری رایانه وشبکه است و محتوای اکثر دروس الکترونیکی، ارزشیابی به صورت هوشمند است.
در مدرسه هوشمند :
الف: مدیریت آن هوشمند انه است و از ابزار الکترونیکی در انجام امور اداری استفاده می شود.
ب: محتوای اکثر دروس و نظام ارزشیابی الکترونیکی است.
ج: از ابزارنوین الکترونیکی استفاده می شود.
2- اقدامات و انگیزه ها برای مدارش هوشمند
« مدارس چند رسانه ای»
معمولا در برخی از مدارس معلمین برای تثبیت یادگیری و همچنین ماندگاری بیشتر، در آموزش خود از تصاویر ویا پوسترهای رنگی استفاده میکنند. پس آموزش اگر به صورت دیداری و شنیداری ، مثلابه کمک فیلم، انیمیشن، نماهنگ ،... قطعا ماندگاری مطالب خیلی طولانی تربوده انتقال مطالب درمحیطی جذاب تر و در مدت زمان کمتری خواهد بود.
و اما در مدارس پیشرفته تر معلم برای آموزش مطالب از رسانه های مختلف از قبیل عکس، فیلم، صدا، اسلاید استفاده می کند. و باعث کیفیت بخشی و ماندگاری می شود، واین کارخود گام مهم وبزرگی است (چندرسانهای) برای رسیدن به مدارس هوشمند
و گاهی دیگر در حرکت به سوی مدارس هوشمند آن هم در مقطع زیر دبستان و دبستان آموزش زبان انگلیسی است.
3- اهداف مدارس هوشمند
هدف های مورد نظر
1- رشد همه جانبه ی دانش آموزان
2- ارتقاء توانایی ها وقابلیت های فردی
3- تربیت نیروی انسانی و متفکر و آشنا به فناوری
4- افزایش مشارکت دانش آموزان در جریان نوین آموزشی
4- «ارکان مدارس هوشمند»
الف: محیط یاددهی – یادگیری که خود چهارحوزه ی: برنامه درسی، روش تدریس، ارزیابی، و محتوا را تحت پوشش دارد.
ب: مدیریت : شامل منابع وفرآیندهای مورد نیاز محیط یاددهی – یادگیری است.
ج: مسئولیت های افراد ومهارت های مورد نیاز: مدیر، معلم، دانش آموزو والدین با دانش لازم موثر خواهند بود.
د: فناوری: ایجاد محیط یاد دهی ، یادگیری، مدیریت و ارتباطات بیرونی و راه حل های مبتنی بر فناوری را الزامی می کند.
ویژگی های محیط یاددهی – یادگیری: (چهارحوه)
برنامه درسی که شامل :
الف: طراحی برای کمک به دانش آموزان برای رشد همه جانبه
ب: یکپارچه کردن مهارت ها و ارزش ها از طریق برنامه درسی
ج: نظم و تداوم در آموزش
د: ایجاد نگرش مناسب در استفاده از فناوری
ه: دسترسی همه دانش آموزان به آموزش
- روش تدریس:
(1) – تشویق یادگیری و ارتقاء خلاقیت (2) : دانش آموز محوری
- ارزیابی :(در برخی دروس هوشمند و در برخی درس ها غیر هوشمند می باشد):
الف- جامعیت ب: اجرا درانواع شکل ها
ج : روش های چند گزینه ای د: به موقع بودن
ه: دانش آموز محوری و: استمرار
- محتوا که به دو شکل صورت می گیرد:
1- ازطریق آموزش و پرورش (استاندارد)
2- معلم ساخته باید شامل :
الف: کیفیت فنی ب: جذابیت
ج: کیفیت آموزشی د: مطابق با برنامه درسی
«محاسن مدارس هوشمند»
1): معنی دار بودن: یعنی همه ی دانش آموزان مفاهیم آموزشی را درک می کنند تا مقصود ازآموزش خود را بدانند.
2): مسئولیت اجتماعی: از وظایف و مسئولیت های خود آگاه ونسبت به مردم احساس مسئولیت می کنند.
3): چند فرهنگی : به دانش آموزان می آموزد که به دیگر فرهنگ ها احترام بگذارد
4): باز خوردی: در دانش آموزان مهارت و نگرشی نقادانه وخلاقیت مثبت ایجاد می کند.
5): همه جانبه بودن: بررسی رشد همه ی ابعاد انسانی تاکید می کند و به دانش آموزن کمک می کند که رابطه ی بین موضوعات را دریافت نماید.
6): جهانی بودن: دانش آموزان را از مسائل جهانی مانند محیط زیست و اقتصاد در همه جنبه های زندگی آگاهی می کند.
7): عدم محدودیت: ازنظر برنامه درسی محدود کننده نیست.یعنی اولا: دائما برنامه های بوجود بازنگری می شود و دوما به دانش آموزان اجازه می دهد ازبرنامه درسی خود فراتر گام بردارند.
8): هدفدار بودن: برنامه درسی تاکید براهداف مهم ویا اساسی است
9): تکنولوژیکی: برنامه درسی از تکنولوژی به عنوان یکی از وسایل انتقال دانش استفاده نموده و به دانش آموزان نیز مهارت استفاده از تکنولوژی برای رفع نیاز خود می آموزد.
«نقش ها ومسئولیت ها»
مدیریت کار اواثر بخش که بتواند منابع و فرآیند های مورد نیاز برای پشتیبانی تدریس ویادگیری را هدایت نماید.
الف) اداره امر آموزش مدرسه
ب) افزایش مشارکت والدین و جامعه
ج) مدیریت معلمان توانمند و متخصص
د) تخصیص منابع به نفع حداکثر دانش آموزان
و) اطمینان از امنیت مدرسه و کارکنان آن
ز) تبادل از نظر با معلمان در مورد چگونگی بهبود شیوه های یادگیری با توجه به علوم روز
ح) تهیه فرم افزارهای اداری و مدیریتی
معلمان: معلمان در مدرسه ی هوشمند نقش هدایتگر را دارند . در اختیار قراردادن منابع و تشویث دانش آموزان و امر هدایت آموزش در مدرسه به عهده ی معلمان می باشد.
و اما مسئولیت ها :
1) داشتن مهارت :
2) استفاده از دانش فناوری در فرآیند یاددهی- یادگیری(برنامه درسی – روش تدریس- ارزیابی- محتوا)
3) نوآوری در فعالیت های یاد دهی یادگیری
4) برنامه ریزی وتدارک امورتدریس
5) مدیریت فناوری آموزشی
6) رسیدگی به وظایف تخصصی در محیط یاددهی- یادگیری
7) ارائه ی آموزش اثربخش
کارکنان اداری: که آموزش م ومهارت های لازم را باید داشته باشند
والدین: نقش اساسی در دست یابی به اهداف مدرسه ورشد دانش آموزان ایفا می کند.
فناوری: که شامل شبکه ی رایانه ای است و اساسی ترین بخش در مدرسهی هوشمند است.
«مشکلات و چالش ها»
این مدارس با چه مشکلات و چالش هایی روبرو هستند؟
گرانی سیستم های آموزشی در هر سه بخش زیر ساخت، تولید محتوا ونیروی انسانی ازمشکلات عمده و جدی آن می باشد.
درزیرساخت هنوز شبکه ی پرسرعت اینترنت ؛ آن گونه که درکشورهای توسعه یافته و در حال توسعه هست، در کشورما وجود ندارد،،
در همین حوزه نبود نرم افزارهای قوی وسیستم های نرم افزاری مدیریت آموزشی به وفور به چشم می خورد، در بخش تولید محتوا فعالیت بسیار ضروری انجام شده که قطعات محتواهای تولید شده پاسخگوی نیازهای حال و آینده این نوع مدارس نیست. شکل بعدی، نبود نیروی انسانی متخصص در این حوزه است که هنوز سیستم آموزشی برای تولید چنین نیروی انسانی در کشورما تعریف نشده است ، لذا پیش بینی می شود که سرعت توسعه مدارس هوشمند و مجازی در کشور ما زیاد باشد و جای بسی امیدواری که گام های اول در این را برداشته شده است.


ضمن عرض خداقوت حضور همکاران محترم به اطلاع می رساند مسابقه ای تحت عنوان :شماره تلفن های ضروری بین دانش آموزان محترم برگزار می گردد.
ازشما همکاران محترم پایه سوم تقاضا می شوددانش آموزان را تشویق نموده تادرقالب نقاشی وکاریکاتور در مسابقه شماره تلفن های ضروری شرکت نمایند.
به آثار برگزیده جوایز نفیسی اهدا خواهد شد.
ضمناً برای همکارانی که دانش آموزان آن ها جزومنتخبین باشند تقدیرنامه صادرخواهد شد.

40 پیشنهاد برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان
روشهای ایجاد انگیزه و رغبت دانش آموزان به درس ، کلاس و مدرسه توسط معلم
انگيزه به دو نوع دروني و بيروني قابل تقسيم است.
از انگيزه بيروني ميتوان به تقويتكنندههايي چون پول، تائيد، محبت، احترام، نمره ،
واز تقويتكنندههاي دروني ميتوان به رضايت خاطر و احساس خوب از يادگيري
اشاره كرد.
آنچه كه بيشتر موجب رفتار خودجوش ميشود، انگيزه دروني است. هدف عمده
فعاليتهاي پرورشي معلم يا مربي اين است كه دانشآموز به تدريج از انگيزههاي
بيروني به سمت انگيزههاي دروني هدايت شود.
تفاوت اساسي افراد داراي انگيزه دروني با افراد داراي انگيزه بيروني اين است كه
افراد با انگيزه دروني احساس كفايت بيشتري در خود دارند و كمتر به ديگران
اجازه ميدهند كه محرك رفتارشان شوند. اين گروه از دانشآموزان، خود تعيين كننده
رفتارها هستند و به خاطر كفايتي كه در خود احساس ميكنند، باور دارند كه ميتوانند
با رفتارشان بر محيط خود تأثير بگذارند.
اين گروه از دانش آموزان با انگيزه درونگرا، تصورشان اين است كه موفقيت و
عدم موفقيت در تحصيل به خاطر نحوه رفتار صحيح يا غلط خودشان است.
اما برخلاف آنها، دانشآموزان باانگيزه برونگرا، احساس بيكفايتي يا كفايت
كم داشته و همواره تصور ميكنند كه موفقيت آنها تحت تأثير عوامل محيطي نظير:
معلم و سوالات سخت است. اين گروه از دانشآموزان حتي اگر درس بخوانند، باز هم
موفقيت چنداني نخواهند داشت. چرا كه اندك تلاش آنها به خاطر همان انگيزههاي
بيروني، همچون فرار از تنبيه يا كسب خواسته معلم است. اينان در صورت كسب موفقيت
اندك هم آن را به شانس و تصادف نسبت ميدهند و نه به تلاش و استعداد خود.
اين دانشآموزان حتي اگر نيمنگاهي به موفقيت داشته باشند، آنقدر آن را
صعبالوصول ميدانند كه دست به عمل نميزنند، در نتيجه هرگز طعم موفقيت را
نخواهند چشيد.
در حقيقت گام اول در برخورد با اين افراد چشاندن طعم موفقيت به آنها و درهم
شكستن تصور منفي آنها در مورد دستيابي به موفقيت است. در اين صورت است كه «موفقيت»،
«موفقيت» ميآورد.
از آنجايي كه انسان آمادگي دارد تا فعاليتها و تصوراتش را تعميم دهد،
موفقيت در يك درس منجر به موفقيت در دروس ديگر ميشود و اين موضوع در مورد دروس
اصلي هر رشته مهمتر است.
درواقع، ضعف درسي در اين دروس منجر به بيعلاقگي به تحصيل و گاهي حتي ترك
تحصيل ميشود و البته عكس آن هم صادق است. به همين علت به معلمان دروس اصلي هر رشته
توصيه ميشود، شرايط آموزشي و امتحاني را مطلوب نمايند و با ارزشيابيهاي مناسب
فضاي كلاس را لذتبخش كنند.
به طوركلي بهمنظور افزايش انگيزه دانشآموزان و سوق دادن آنها به سمت دروني شدن
انگيزهها راهكارهاي زير توصيه ميشود:
1 - سعي كنيم اولويت تجربههاي دانشآموزان براي آنها جالب باشد، احساس موفقيت
اوليه اعتماد به نفس آنها را افزايش ميدهد. اين موضوع در مسابقات ورزشي نيز مشهود
است.
2 - براي موفقيت دانشآموزان پاداش در نظر بگيريم. منتظر نباشيم تا افت تحصيلي
اتفاق افتد و سپس موفقيت را تحسين كنيم.
3 - با احترام گذاشتن به تفاوتهاي فردي دانشآموزان، هرگز آنها را با يكديگر
مقايسه نكنيم.
4 - دانشآموزان را در كلاس كمتر درگير مسائل عاطفي منفي نمائيم و نسبت به
حساسيتهاي عاطفي آنان آشنا و در كاهش آن كوشا باشيم. سختگيري و انضباط شديد،
تبعيض، بيان قضاوتهاي منفي و خبرهاي ناخوشايند از جمله عواملي است كه موجب درگيري
ذهني و كاهش علاقه به يادگيري ميشود.
5 - بلافاصله پس از آزمون يا پرسش كلاسي، دانشآموزان را از نتيجه كار آگاه كنيد.
6 - براي اينكه دانشآموز بداند، در طول تدريس بهدنبال آموختن به چيزي باشد، بيان
اهداف آموزشي مورد انتظار از او را در ابتداي درس فراموش نكنيم.
7 - چگونگي يادگيري و نحوه انجام كار براي دانشآموز مشخص شود.
8 - بهمنظور افزايش حس كفايت در دانشآموز از او بخواهيم مطالب ياد گرفته شده را
به دوستان يا كلاس آموزش دهد.
9 - در مورد مشكلات درسي دانشآموز و ريشهيابي آن، با او تبادل نظر و گفتوگو
كنيم.
10 - تشويق كلامي در كلاس، به صورت انفرادي بسيار حائز اهميت است.
11 - مطالب درسي را به ترتيب از ساده به دشوار مطرح كنيم.
12 - از بروز رقابت ناسالم در بين دانشآموزان پيشگيري شود.
13 - در فرآيند آموزش متكلم وحده نباشيم و يادگيرندگان را در يادگيري مشاركت دهيم.
14 - علاقه به دانشآموزان و تعلق خاطر و اهميت دادن به يكايك آنها، سطح انگيزهها
را افزايش ميدهد.
15 - آموزش را با «تهديد» پيش نبريم.
16 - براي دانشآموزان با انگيزه، خوراك علمي كافي داشته باشيم.
17 - با محول كردن مسئوليت به دانشآموزان كم توجه، آنان را به رفتارهاي مثبت هدايت
و علل كمتوجهي در آنها را بررسي كنيد.
18 - شيوههاي تدريس را از سنتي به شيوههاي روز تغيير داده و با استفاده از
تكنولوژي آموزشي، حواس پنجگانه دانشآموزان را به كار گيريم.
19 - ميان درس كلاس و مسائل زندگي كه به وسيله همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار
كنيم.
20 - تدريس را با طرح مطالب و پرسشهاي جالب توجه آغاز كرده و با تحريك حس كنجكاوي،
دانشآموزان را برانگيختهتر سازيم.
21 - به وضعيت جسماني دانشآموزان توجه كرده و علل جسمي بيتوجهي و كاهش انگيزه
آنان را بيابيم.
22 - محيط كلاس را با طراحي زيبا و مناسب، جذاب سازيم تا مانع بروز كسالت روحي
شويم.
23 - با فرهنگ و تاريخچه زندگي افراد مدرسه يا محلهاي كه در آن تدريس ميكنيم،
آشنا شده و در طول تدريس از مثالهاي آشنا استفاده كنيم.
24 - به منظور اطلاع از نتيجه فعاليت درسي دانشآموزان و ارائه بازخورد به موقع و
مناسب، تكاليف آنان را بلافاصله در جلسه بعدي ملاحظه و با رفع اشكالات، جنبههاي
مثبت را تشويق كنيد.
25 - در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل كنيم.
26 - زمان يادگيري بايد در حد توان دانشآموز باشد. براي تجديد قوا و انگيزه در
ميان كلاس از وقت تفريح و استراحت غافل نشويم.
27 - دانشآموز را از ميزان پيشرفت خود آگاه سازيم تا بداند براي رسيدن به هدف چه
گامهاي ديگري بردارد.
28 - به لحاظ اخلاقي و ايجاد انگيزه، هميشه خوشاخلاق و خوشرو باشيم.
29 - به منظور افزايش حس كفايت و مشاركت در ارائه دروس از نظرات دانشآموزان
استفاده كنيم.
30 - مطمئن باشيم كه توجه دانشآموزان براي شروع تدريس آماده است.
31 - تمام مطالب دشوار را يكجا و در يك جلسه آموزش ندهيم.
32 - به خاطر داشته باشيم، توجه افراطي به دانشآموزان (قوي يا ضعيف) موجب متشنج
شدن فضاي كلاس ميشود.
33 - دانشآموزان را به گروههاي «خوب»، «بد» و «ضعيف» تقسيمبندي نكنيم.
34 - از ورود به موضوعات حاشيهاي كه منجر به انحراف توجه كلاس ميشود، بپرهيزيم.
35 - با ايجاد جلسات بحث و تحليل به دانش آموزان فرصت تفكر و اظهار نظر بدهيم.
36 - هرگز دانشآموزان را مجبور به انجام فعاليتهاي تحقيركننده نظير «جريمه»
نكنيم.
37 - به افراد درونگرا، كمرو، مضطرب كه تمايلي به ابراز وجود ندارند، توجه كرده و
با تقويت رفتارهاي مثبت، آنها را به مشاركت در بحثهاي كلاسي و كارهاي گروهي تشويق
كنيم.
38 - در روشهاي تدريس، كنفرانس و سمينار را مد نظر قرار دهيم.
39 - تأكيد بر نمره، اضطراب دانشآموزان را افزايش ميدهد و مانع از توجه كامل به
موضوع درس ميشود. اين دانشآموزان با وجود تلاش زياد از نمرات پاييني برخوردارند و
به تدريج رابطه ميان تلاش و نتيجه را ناديده مي گيرند كه در نهايت منجر به از دست
رفتن انگيزه خواهد شد.
40 - گاهي از تجربههاي دوران تحصيل و شكستها و موفقيتهاي خود براي دانشآموزان
صحبت كنيد
***********************
نقش انگيزش در يادگيري
در چهارچوب كلاس درس، انگيزش به خصوصيات رفتاري نظير
علاقه هشياري، توجه، تمركز و پشتكار اطلاق ميشود. اين جنبههاي انگيزشي جنبههايي
هستند كه معلم مستقيماً در كلاس با آنها سروكار دارد.
اگر دانش آموزي به درس توجه نكند، به گفتهها و راهنماييهاي معلم وقعي ننهد و
تكاليف خود را انجام ندهد، بالطبع ياد دادن مطلب به او بسيار دشوار خواهد بود.
همچنين مربيان آموزشي با خصوصيات انگيزشي درازمدت نيز سروكار دارند. براي مثال،
معلم دبستان، نه تنها ميخواهد كه كودكان به درس كلاس توجه كنند، بلكه مايل است به
آنان بياموزد كه در زندگي آينده خود نيز از خواندن لذت ببرد، همچنين معلم تاريخ نه
تنها علاقمند است كه شاگردان درسهاي او را بياموزند، بلكه اميدوار است كه اين
شاگردان در آينده نيز رويدادهاي اجتماعي و تاريخي را دنبال كنند.
حال بهتر است درباره اينكه چه عواملي سبب افزايش انگيزش در كلاس درس ميشوند و
چگونه ميتوان از اين عوامل در كلاس استفاده كرد سخن بگوييم. كاربرد اين عوامل
معمولاً نيازي به دگرگون كردن برنامه كلاس ندارد و اغلب خود معلم در كلاس درس، از
عهده آن برميآيد. مهمترين اين عوامل عبارتند از:
1- استفاده از تشويق لفظي
در بسياري از موارد، حتي تشويق نقدي، به اندازه تشويق لفظي معلم در برانگيختن شاگرد
مؤثر نيست. به كاربردن كلمات سادهاي نظير <خيلي خوب>، <عالي>، <آفرين> كه به دنبال
پاسخ درست با رفتار مطلوب شاگرد ميآيند وسيله بسيار مؤثري در افزايش انگيزش
شاگردان است. تشويق لفظي در حقيقت سادهترين و طبيعيترين وسيله بالابردن سطح
انگيزش شاگردان است.
2- به كار بردن صحيح آزمونها و نمرات در كلاس
در سالهاي اخير، عده زيادي در مورد اينكه آيا وادار كردن شاگرد به يادگيري براي
گرفتن نمره، ارزش بالقوهاي دارد يا نه بحث بسيار كردهاند.
گروهي كه مخالف آزمون و نمره دادناند، استدلال ميكنند كه آزمونها يادگيرنده را
از مسير اصلي يادگيري منحرف ميكنند، باعث اضطراب او ميشوند، به ناكامي علايق او
ميانجامند و نظام ارزشهاي او را به هم ميزنند.
به عقيده اين گروه نمره دادن در معلم نيز تأثير نامطلوبي دارد، زيرا سبب ميشود كه
معلم قضاوتهاي غيرعادلانه بسياري از خود نشان دهد كه صرفاً بر پايه نمره شاگرد بنا
شده است. علاوه بر آن، نمره دادن باعث ميشود كه معلم روابط گرم و صميمانه خود را
با شاگردان از دست بدهد. اين گروه همچنين عقيده دارند كه شاگردان بالاخره به
نامتغير بودن نمرات پي ميبرند. يك بررسي نشان داده است كه نمرات دانشجويان پزشكي،
با حذافت آنها در پزشكي رابطهاي ندارد شاگردان بالاخره ميفهمند كه نمره تأثيري
در يادگيري ندارد، ولي مجبورند كه براي نمره درس بخوانند. بنابراين، تأثير نمره در
انگيزش يادگيري زياد است، ولي يادگيري را از مسير مطلوب خود منحرف ميكند.
مدافعان سنجش و ارزشيابي، جواب ميدهند كه ارزشيابي و نمره دادن كه وسيله ارزشيابي
است يك حقيقت غيرقابل اجتناب زندگي است، ما نميتوانيم ارزش و اهميت چيزي را بدون
دادن نمره يا ارزشي به آن دريابيم و قدرداني كنيم. بعضي آزمايشها نشان دادهاند كه
امتحانات متعدد سبب ميشود كه شاگرداني كه چندين بار امتحان دادهاند انگيزش
بالايي پيدا كنند و موفقيت تحصيلي بيشتري به دست آورند.
3-تقويت كنجكاوي، جستجوگري و تمايل به اكتشاف در شاگردان
محركهايي كه تازه، پيچيده و شگفتانگيز باشند. ميزان انگيزش را در شاگردان بالا
ميبرند.
چنين محركهايي باعث نوعي تعارض ذهني در شاگرد ميشوند كه نتيجه آن افزايش انگيزش
براي رفع اين تعارض است براي مثال: شگفتي در برابر مشاهده آزمايش انبساط اجسام
براثر حوادث: گلولهاي فلزي از داخل يك حلقه فلزي ميگذرد، حال اگر گلوله را گرم
كنيم، ديگر از حلقه نميگذرد.
ايجاد شك و دودلي در اثر فعاليتهايي مانند اينكه از شاگردان بپرسيم آيا مجموع
زواياي داخلي هرمي برابر 180 درجه است يانه؟
در همه اين موارد نوعي كنجكاوي ادراكي ايجاد ميشود. انگيزش تا زماني ادامه مييابد
كه يا تعارض حل شود يا شاگرد از به دست آوردن جواب خسته و نااميد شود. بنابراين،
بايد در نظر داشت كه مسائل چنان مشكل نباشد كه شاگرد از به دست آوردن جواب نااميد
شود.
4- انجام دادن كارهاي غيرمنتظره در كلاس
تغيير روش معمول و عادي معلم در كلاس ممكن است عاملي براي برانگيختن شاگردان باشد.
مثلاً معلم ميتواند ناگهان پيشنهاد كند كه درس را در هواي آزاد و خارج از كلاس
ادامه دهند.
5- استفاده از مطالب و اشياء آشنا در مثال زدن
وقتي پاي مثال زدن در ميان باشد، استفاده از مطالب و موضوعات آشنا به مراتب بهتر از
مطالب نامأنوس و ناشناخته است. مثلاً اگر در مسائل حساب و هندسه از اسامي شاگردان
كلاس استفاده شود، انگيزش و توجه بيشتر خواهد شد. همچنين استفاده از اشياء موجود
در كلاس يا در مدرسه، براي دادن مثالهائي از اجسام هندسي و غيره مطلوبتر از
استفاده از اجسام ناآشنا است.
6- عرضه كاربرد مفاهيم و اصول در زمينههاي غيرمنتظره
مثلاً اگر هدف تدريس مفاهيم عرضه و تقاضا در اقتصاد باشد، بهتر است كه ابتدا براي
درك آن مفاهيم از مثالهاي آشنا (مثلاً عرضه و تقاضاي اتومبيل) استفاده كرد. ولي
براي كاربرد آن مفاهيم، بهتر است
از زمينههاي غيرعادي مثل عرضه و تقاضاي هواپيماهاي جنگي استفاده كرد. بايد شاگردان
توجهشان بيشتر به موضوع جلب شود.
7- واداركردن يادگيرنده و كاربرد مطالب آموخته شده
اين كار سبب ميشود كه مطالب آموخته شده قبلي تقويت شوند بعلاوه در شاگردان اين
انتظار بوجود ميآيد كه مطالبي كه آموخته است در آينده مورد استفاده او قرار خواهد
گرفت. بنابراين در يادگيري تنها آموختن مسائل جديد مطرح نيست.
بلكه مطالب آموخته شده قبلي نيز بايد در زمينه فعلي تكرار شوند تا دانشآموزان
بتوانند آنها را بهتر به خاطر بسپارند.
8- استفاده از نمايش و بازي در آموزش مطالب درسي
بازيها و نمايشها شاگردان را برمي انگيزند. تعادل را افزايش ميدهند، تصاوير
روشني از واقعيات زندگي در برابر شاگردان قرار ميدهند و سبب ميشوند كه شاگردان،
خود در يادگيري مستقيماً شركت جويند بسياري از درس كلاسي را ميتوان به صورت نمايش
درآورد مثلاً براي آن كه شاگردان بياموزند كه يك سازمان چگونه اداره ميشود،
ميتوان آنها را به پستهاي مختلف اداري منصوب كرد و از آنان خواست تا به مدت يك
ساعت، سازمان تشكيل شده را اداره كند.
9- ترتيبدادن شرايط محيط آموزش به نحوي كه براي شاگرد خوشايند باشد.
شركت شاگردان در يادگيري مطالب درسي بايد تقويت شود. عوامل يا حوادثي كه اين شركت
كردن را ناخوشايند ميسازند بايد به حداقل كاهش يابند.
برخي از عوامل ناخوشايند عبارتند از:
ناراحتي جسمي ناشي از نشستن در كلاس به مدت طولاني يا دشواري ديدن تخته سياه.
ناكامي ناشي از ناتواني در دريافت تقويت از معلم در برابر انجام دادن رفتار مطلوب
سنجيدن معلومات شاگردان در مورد مطالبي كه قبلاً به آنان آموخته نشده است.
سعي در تدريس مطالبي كه بالاتر از سطح درك و استعداد شاگردان باشد.
نبودن بازخوردهاي به موقع در كلاس.
شركت كردن شاگرد در كلاسي كه شاگردان آن از نظر استعداد، در سطح پايينتري قرار
دارند.
10- درك روابط قدرت بين معلم و شاگرد و استفاده صحيح از قدرت موجود معلم براي جهت
دادن به انگيزش شاگردان
قدرت اجتماعي ميتواند به شكلهاي قدرت پاداش دادن، قدرت اجرائي، قدرت قانوني، قدرت
سرمشق بودن و قدرت تخصص و كارائي خودنمايي كند.
منظور از قدرت پاداش، داشتن قدرت كنترل در پاداش دادن به ديگران است اين قدرت را
ميتوان در روابط بين رئيس و مرئوس، شاگرد و معلم، پدر و مادر و فرزندان مشاهده
كرد، در تمام اين موارد، يك شخص ميتواند اشخاص ديگر را با اضافه حقوق، نمره و با
صحبت پاداش دهد.
قدرت اجرائي در حقيقت همان قدرت تنبيه است و قدرت قانوني مبتني بر قوانين، مقررات و
رسوم اجتماعي است كه براساس آنها به فردي امكان ميدهد تا بر رفتار اشخاص ديگر
نظارت كند.
تجزيه و تحليل اين قدرتها نشان ميدهد كه فرد ميتواند با استفاده از قدرت سرمشق
رفتار شاگردان را تحت تأثير قرار دهد.
شناخت روابط قدرت در كلاس به معلم امكان ميدهد تا با استفاده صحيح و به موقع از
قدرتهاي خود، انگيزش شاگردان را در جهت مطلوب موردنظر هدايت كند. مثلاً اطلاع دقيق
و عميق معلم از موضوع درسي نقش مهمي در بالابودن انگيزش شاگردان در كلاس دارد زيرا
كمبود معلومات معلم سبب ميشود كه شاگردان باهوش چنين كمبودي را به سرعت دريابند و
ديگر توجه لازم به درس نكنند.
همچنين استفاده از تشويقهاي به جا و مناسب اعم از لفظي يا غيرلفظي، وسيلهي
مناسبي براي بالابردن انگيزش درسي شاگردان است.
تأثير انگيزش در آموزش و پرورش و کلاس درس، پیشنهاداتی به معلمان
معلمان و مربياني كه وظيفه تعليم و تربيت را به عهده
دارند، براي آنكه بتوانند وظيفه خود را انجام دهند و رغبت به يادگيري بيشتر
را در شاگردان به وجود آورند، بايد بدانند كه چگونه ميتوانند در اجراي
اين منظور از عامل انگيزش بهره گيرند. البته، براي ايجاد انگيزش عوامل گوناگوني
وجود دارند كه مهمترين و كارسازترين آنها را در ايجاد انگيزش تحصيلي به
اختصار بيان ميكنيم.
1ـ تشويق زباني: گاهي تشويق لفظي معلم مانند احسنت، آفرين و بسيار خوب، از
هر شيوه انگيزشي ديگر مؤثرتر است. تشويقهاي زباني در شاگردان خردسال تأثير
بيشتري دارند بدين جهت، معلمان بايد از به كار بردن الفاظ درشت، برخورد
كننده و ركيك خودداري كنند و به گفته سعدي زمزمة محبتساز كنند و محيط امن و
رضا به وجود آورند.
2ـ كاربرد آزمون و نمره: بعضي از معلمان بيآنكه به يادگيري و درك مطلب
از سوي شاگردان توجهي داشته باشند، پي در پي درس ميدهند و دربارة درسهاي
گذشته هيچگونه پرسشي نميكنند. روانشناسان معتقدند كه با اين روش، انگيزههاي
لازم در شاگردان پديد نميآيد. اما اگر معلم بتواند هر دو هفته يكبار از
درسهاي داده شده امتحان كند و نمرههاي آنها را به نحوي در آزمونهاي پاياني
دخالت دهد، تهديدها در تمركز حواس شاگردان اختلال به وجود ميآورد و آنان
را بيشتر به فكر تقلب مياندازد تا آموختن درس.
3ـ انگيزش حسن كنجكاوي: يكي ديگر از راههاي ايجاد انگيزش، تحريك حس
كنجكاوي شاگردان است. اگر معلم بتواند ضمن درس مسائل مربوطه را مطرح كند يا
طرحهايي را ارائه دهد كه نياز به دانش و بينش داشته باشد، آنچنان كه
شاگردان را براي يافتن پاسخ به تلاش و كوشش فكري وادارد، اين امر بيشك آنان را
به دانستن و آموختن بيشتر علاقهمند ميسازد، زيرا يكي از ويژگيهاي يك انسان
سالم و اميدوار به زندگي، يافتن پاسخهاي درست براي مسائل و معماهايي است كه در
برابر او قرار ميگيرند.
4ـ اهميت شبيهسازي و بازي: وقتي درس با تفريح و بازي همراه باشد،
شاگردان به آموختن آن علاقه بيشتري پيدا ميكنند. بازيها و شبيهسازيها از آن
جهت داراي اثر انگيزش هستند كه هم اطلاعات يادگيرندگان را با واقعيات محيط
تطابق ميدهند و هم تصويرهاي روشني از زندگي واقعي عرضه ميكنند و شاگردان را
بهطور مستقيم با جريانها و مسائل يادگيري روبرو ميسازند. به تجربه ثابت شده
است كه وقتي يادگيرندگان مطالب درسي را در ارتباط با مسائل و پيشرفتهاي زندگي
بيينند و آنها را سودمند تشخيص دهند، به آموختن آنها دلبستگي بيشتري پيدا
ميكنند.
5 ـ علاقه معلم به درس: علاقه امري مسري است. وقتي شاگردان ببينند كه
معلم خود تا چه حد به موضوع درس و پيشرفت در آن اهميت ميدهد، همين امر سبب
ميشود كه شاگردان نيز درس را جدي بگيرند و براي آموختن و تسلط در آن كوشش
بيشتري به كار برند، اما اگر ملاحظه كنند كه معلم به درس چندان علاقه و توجهي
ندارد يا از روي خستگي و بيميلي به تدريس ميپردازد و شاگرداني كه درس را
آموخته با نياموختهاند، در نظر او يكسانند آنها نيز به درس بياعتنا ميشوند.
البته پيشرفتهاي تحصيلي درچنين وضعي بسيار كند و ناچيز خواهد بود.
6ـ اتاق درس دلانگيز: كلاسي كه از نظر وسعت، آسايش، نور و تهويه خوب و
متناسب باشد بيشتر رغبت شاگردان را براي حضور مرتب در كلاس برميانگيزد، به
ويژه اگر از نظر رواني هم از شرايط لازم برخوردار باشد ، همچنين معلم و سرپرستان
مدرسه بايد مراقب امنيت بدني و رواني شاگردان باشند. بدين معني كه اجازه
ندهند شاگردان زورگو و زيردست آزار امنيت رواني شاگردان ضعيفتر را دچار
مخاطره سازند. به علاوه كلاس هر درس بايد در حد امكان داراي تجهيزات مورد
نياز باشد. براي نمونه، در كلاس معلم جغرافيا بايد افزون بر نقشه جهاننما، نقشه
كشوري كه درس داده ميشود وجود داشته باشد.
7ـ تأثير مسابقه: مسابقه نيز يكي ديگر از انگيزههاي آموزشي است. وقتي معلم
ميخواهد بداند كه كداميك از شاگردان او در درس معيني بهترين است، ميان
شاگردان مسابقه برگزار ميكند. البته بايد توجه داشت همانگونه كه در
وزنهبرداري، هم وزنها با هم مسابقه ميدهند، در موضوعهاي علمي نيز نميتوان
شاگردان كمهوش را با نيزهوشان به مسابقه واداشت. مسابقههاي ناهمگون نه تنها
انگيزة يادگيري پديد نميآورند، بلكه شاگردان كم استعداد را از درس و
مدرسه سرخورده و نااميد ميسازند. روانشناسان معتقدند كه اگر بنا باشد ميان
شاگردان مسابقهاي برگزار شود، بايد شاگردان هم استعداد را به مسابقه
واداشت، ولي بهترين مسابقه آن است كه هر شاگرد با خودش مسابقه بدهد.بدين معني
كه بكوشد پيشرفتهاي درسي او هر هفته بهتر از هفته گذشته باشد.
8 ـ دريافت جايزه: گروهي از شاگردان براي دريافت جايزه به كار و
پيشرفتهاي تحصيلي علاقه نشان ميدهند. ليونور درويل معتقد است: «اگر به
شاگردي كه در كارش پيشرف كرده است جايزه بدهيم، شاگردان ديگر را بهطور
غيرمستقيم به كارشان دلبسته كردهايم.
شاگردان هرچه بيشتر به دريافت جايزه علاقه داشته باشند، كوشش زيادتري براي
اصلاح و پيشرفت تحصيلي به خرج ميدهند. جايزه گرچه داعيه مؤثري براي كار و
فعاليت است، اما بايد جانب احتياط را رعايت كرد. پدر و مادر يا معلمي كه براي
كار كودكان پيوسته به جايزه متوسل ميشوند، در واقع به آنان رشوه ميدهند. در
اينجا خطري كه ممكن است پيش بيايد، اين است كه كودكان عادت كنند هر وقت
جايزهاي در كار باشد، بايد به فعاليت بپردازند و آنگاه كه جايزهاي وجود
ندارد، سستي و تنبلي پيشه كنند. به اين جهت شايسته است كه داعيههاي ديگري را
به كار برند.»
9ـ پرهيز از تبعیض: يكي از عواملي كه موجب دلسردي و بيعلاقگي در
امر تحصيل ميشود، تبعيضي است كه معلم نسبت به شاگردان مختلف روا ميدارد. وقتي
شاگردان ببينند كه معلم با آنان رفتاري يكسان ندارد و بعضي را بر بعضي ديگر
ترجيح ميدهد، نسبت به او سوءظن پيدا ميكنند و در نتيجه به درس او نيز
بيعلاقه ميشوند.
معلم ورزيده و كاردان هرگز اين احساس را در شاگردان خود به وجود نميآورد كه
او فرزندان طبقههاي اجتماعي بالا را برتر و از فرزندان طبقههاي پايين
ميداند، بلكه ميكوشد نشان دهد كه در كلاس براي او فرزندان سرمايهداران،
دولتمردان و كارگران يكسانند. فقط كساني در نزد او گراميترند كه
وظيفهشناستر و مسئولترند و در نتيجه از امتياز و احترام بيشتري برخوردار
ميشوند.
10ـ ايجاد نگراني: تشويق يا نگراني نيز در مواردي فرد را وادار به كار
و فعاليت ميكند. اگر شاگرد از نمرة بد يا مردود شدن در امتحان پاياني بيمي
به خود راه ندهد، به درس خواندن و يادگيري نميپردازد، اما نگراني بيش از
حد هم موجب اختلال در تمركز انديشه و حواس ميشود و شاگرد را از پيشرفتهاي
تحصيلي باز ميدارد و در نتيجه او را از درس و مدرسه بيزار ميكند. بنابراين،
نگراني و دلواپسي اگر بدان حد و ميزاني برسد كه شاگرد را به كار و كوشش وادار
ميكند، انگيزهاي ارزنده و سودمند است، اما اگر سبب اضطراب خاطر و اختلال فكر
شود، معلم بايد در تسكين آن بكوشد و به راههاي مختلف شاگردان را از نگراني
امتحان و نمره بيرون آورد.
11ـ تغيير به عنوان پيشرفت: اگر شاگرد اعتقاد پيدا كند كه تغيير و تحول
نشانه پيشرفت و تكامل است، آن وقت ميكوشد كه خود را از حالت ايستايي و توقف در
جهالت و ناداني خارج سازد و با آموختن مطالب و راه و روش هاي جديد خود را با
دگرگونيهاي محيط سازگار كند. اگر نتوان چنين فكري را در ذهن شاگرد به وجود
آورد، نميتوان از او انتظار داشت كه براي تغيير و يادگيري و بهبود وضع خود
كوشش پيگيري به كار برد، اما گاهي ميتوان با توسل به آيهها و حديثهاي ديني و
اشاره به خواست و اراده خداوند به تحقق چنين هدفي دست يافت.
12ـ ارتباط درس با زندگي: معلم در همان جلسه نخست بايد به بيان اهميت و
اعتبار درس خود بپردازد و فرا گرفتن درس و حل مسائل زندگي را به هم ارتباط
دهد. براي مثال، درس حساب و رياضي را، نه تنها يك دانش مهم به شمار آورد، بلكه
دانستن آنها را، هم در مسائل روزانه زندگي و هم در محاسبههاي علمي و ياري به
پيشرفت در علوم ديگر، يادآور شود.